الشيخ رسول جعفريان
995
رسائل حجابيه (فارسى)
چه خوش بود هر كار زشتى در اين شهر * به سر نيزه و زور برپا نمىشد چه خوش بود گر صاحب امر مطلق * به غيبت نمىماند و تنها نمىشد برگرديم باز به ترجمهء حديث شريف : از جمله خصايص زن در نمازش فرمود : هرگاه سر از سجده برداشت ، بايد بنشيند و با آرامش و ملايمت برخيزد ، و هرگاه نشست براى تشهّد دو زانو و پاهاى خود را بلند مىكند و به يكديگر منظّم نموده به سينه مىچسباند ؛ و هرگاه سبحهاى بگويد با انگشتان خود بشمارد بدون سبحه ؛ زيرا انگشتهاى او هم حقّى براى آنها منظور شده ، چون روز قيامت سؤال خواهند شد . و شايد وجه اختصاص اين نحو از تسبيح به زن آن است كه نزديكتر است به تحفّظ از خود و تستّر تا آنكه سبحهاى در دست گرفته و ذكر گويد ؛ و هرگاه حاجتى دارد به سوى خدا ، برود بالاى بام خانه پس از دو ركعت نماز سر را برهنه كند به سمت آسمان و از خدا بخواهد حاجت خود را ، محروم نشود و حاجتش برآورده شود ؛ و نيست اصلا براى او جمعه در سفر ؛ و جايز نيست تركش براى او در حضر . شايد مراد اعمال جمعه باشد غير از صلات جمعه . « 1 » و جايز نيست شهادت زنان در هيچ يك از حدود شرعيه ؛ و همچنين جايز نيست شهادت آنها در طلاق و نه در رؤيت هلال ؛ ولى قبول مىشود شهادت آنها در آنچه حلال نيست براى مرد نظر به او ؛ يعنى از مختصّات زنان [ بوده و ] محسوب و معلوم نشود مگر از قبل آنان و جايز نيست براى زنان از وسط جاده و طريق حركت كردن بلكه از كنار و دو طرف معبر و راه حركت كند . و جايز نيست زنان را در غرفه و بالاخانهها سكنا دادن و نه تعليم خط و ياد دادن سورهء يوسف ؛ و مستحبّ است به آنها ياد دهند سورهء نور و پارچهبافى را ؛ و هرگاه مرتد شود از اسلام ، توبه مىدهند او را و اگر توبه نمود ، توبهاش قبول است و اگر توبه نكرد ، زندانى كنند ، ولى نكشند او را ؛ چنانچه مرد مرتد كشته شود ؛ و لكن تحميل كنند بر او امور شاقّه و خدمات شديده را ، و منع نمايند از طعام و شراب به طريق راحت و آزادى و غذاى او را بد و پست و لباس او را خشن قرار داده و بر نماز و روزه او را مجبوره و مقهوره كنند ، و بزنند تا عبادات اسلامى خود را ترك نكند . و ديگر از احكام مختصّه به زنان تعلّق نگرفتن جزيه مىباشد به ايشان ، و در موقع وضع حمل براى آنها بايستى هركس در حجره مىباشند از زنان و جنس خودشان ، خارجش كنند مبادا چشم زنى به عورت ايشان افتد ؛ و جايز نيست حضور زن حايض و جنب در حال احتضار و موقع تلقين ميّت در ميانهء حضار ؛ براى آنكه ملائكه و اعوان ملك الموت اذيّت مىشوند . و جايز نيست براى آنها [ حايض و جنب ] وارد كردن
--> ( 1 ) . اين تعليقهء مؤلف به اين خاطر است كه در متن حديث كه نقل كرده به جاى غسل جمعه ، جمعه آورده و آن را نماز جمعه تصور كرده است ؛ درحالىكه در روايت غسل الجمعه دارد .